میدونم

میدونم فـرقی نداره واســت عــاشق بودن من 

میدونم واســت یــکی شـد بودن و نبـودن من 

میدونم دوســـم نـداری مـثـل روزای گـذشته 

من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته 

امـا روح من یه دریـاست پره از موج و تلاطم

ساحلش تویی و مـوجاش خنجر حـرف های مـردم

آخ که چه لـذتی داره نـاز چشمــاتو کـشیدن 

رفتن یه راه دشــوار واسـه هـرگـز نرسیـدن
 
 
/ 0 نظر / 7 بازدید